سيد ابراهيم سيد علوى
18
يادنامه علامه شريف رضى ( فارسى )
بزرگى كه در اين جمهورى اسلامى شد كه خداوند اين توفيق را داد ( ما نمىدانيم چطور شد كه به ذهن همه افتاد ) ما پيش از پيروزى انقلاب اين جور فكر نمىكرديم وقتى كه مبارزه مىكرديم اين قدر فكرمان نمىكشيد . آن روزهاى اول ، وقتى كه « جمهورى اسلامى » مطرح شده بود : بعضىها گفتند . جمهورى ، بعضىها گفتند جمهورى دمكراتيك ، جمهورى اسلامى . ما ، در شوراى انقلاب يك مدتى بحث داشتيم ، دوستان خوب و متدين ما بحث مىكردند مىگفتند يك چيز بگوييم كه دنيا بپذيرد ، چرا حالا ما خودمان را يك جور ديگر مطرح كنيم . امام ايستادند و فرمودند نه ، بگوييد جمهورى اسلامى . و صورت رفراندوم را اين جورى كنيد . - جمهورى اسلامى بله ، خير - ، هر كس قبول ندارد بگويد نه ، و هر كس قبول دارد بگويد بله . و اين خيلى مهم بود ، اين الهام است ، اين مسئله بزرگى براى آن روز است ، آقايان همهتان به آن روز بر گرديد . تفكرات خودتان را براى آن روز ببينيد ، آيا در ذهن عامه كسانى كه مبارزه مىكردند اين طرز تفكر بود يا نبود ؟ بعد تكيهء روى فقاهت - قانون اساسى كه پيش نويسش در شوراى انقلاب تصويب شد و ما داديم علما همه هم ديدند اين اصل ولايت فقيه آن موقع در آن نبود . اين نشان مىداد كه طرز تفكر نهضت اسلامى پيش از پيروزى ، اين حرفها را نداشت ، خيلى جاها نبود . ( در مجلس خبرگان ) كه رفت آنجا كسانى آمدند و پيشنهاد كردند و وقتى كه گفته شد همه پذيرفتند ، ديدند چيز حسابى است . و بعد از آن هم ديديم بعضى از كسانى كه خودشان را فقيه مىدانند و در كشورمان مقلد هم دارند با اين اصل مخالفت مىكردند ، به خاطر يك نوع عوام زدهگى ، به خاطر غرب زدگى ، به خاطر اين كه فلان مثلا نويسنده ، شاعر ، فلان خبرنگار خوشش بيايد كه ما اين جورى نيستيم ، ما فناتيك نيستيم ، دنبال مسائل بنيادگرائى ، همان تعبيراتى كه بعضىها از آن مىترسند . و اين اساس كار است ، يعنى اساس كارى است كه ما حكومتمان مشروعيتش را از كجا مىگيرد ؟ به چه دليل بنده مىتوانم به عنوان رئيس مجلس براى مردم مطرح شوم ؟ به چه دليل فلان كس مىتواند فرمان حمله داده و عدهاى را به كشتن بدهد ؟ به چه دليلى است كه مىتواند امضا كند و اموال مردم را به عنوان